تبلیغات
ALBORZ KANDU البرز کندو - سالنامه زنبورداری بهار
اکسیر،عسل طبیعی از جنگل های سرزمین دو خورشید(سوادکوه)
تاریخ : شنبه 8 شهریور 1393
نویسنده : عبدالله خادمی

 

 

فروردین ماه

فروردین ماه زمانی است که معمولا هم جمعیت نسبتا قوی است و هم اینکه تعداد کارگران بسرعت در حال افزایش می باشد . زیاد بودن تعداد کار گران در این ماه به جمعیت امکان می دهد که از گلهای در ختان میوه یک محصول عسل جالب توجه تحویل زنبور دار دهند . جمعیت ضعیف این شهد را تنها صرف تقویت داخلی خودش می کند تا تعداد کار گرانش را زیاد شود و عسل تحویل زنبوردار نمی تواند بدهد . در نتیجه زنبور دار از یک محصول عسل نسبتا زیادو معطر عقب می ماند . از اینجا اهمیت تغذیه جمعیت (در مرداد و شهریور ) و تغذیه زمستانی آنها معلوم می گردد . چون همین دو تغذیه اگر بموقع و بمقدار کافی انجام گیرند جمعیت هنگام باز شدن شکوفه های درختان میوه در فروردین ماه حتما قوی خواهد بود . البته مشروط بر این که ملکه اش پیر ویا ناقص و یا ضعیف نباشد . جوان و و با استعداد بودن ملکه از شرایط لازم این کار است . در مناطق معتدل تر کشور ما مثل گیلان و مازندران اغلب شکوفه ها ی درختان میوه حتی از نیمه دوم اسفند ماه باز می شوند . اوایل اردیبهشت ماه معمولا درختان مرکبات (پرتقال و لیمو و غیره )گل می دهند . در فاصله بین این دو گل در خیلی از نقاط گل جالب توجهی در طبیعت وجود دارد که زنبورها از آن شهد جمع کنند . در نتیجه امکان فعالیتی برایشان و جود ندارد و بیکار می مانند . در چنین وضعیتی زنبور دار نباید جمعیتها را بحال خودشان رها کند . بهتر است آنها را وسیله مخلوطی از شکرو عسل و آب یا خمیر شیرین به طریقی که در فصل تکنولورژیی گفته شده هر شب تغذیه نماید تا نه تنها بی غذا نمانند و از گرسنگی و بی کاری صدمه ببینند بلکه مانع آن گردد که ملکه کم شدن شهد آوران کار گران را احساس کرده و تخمگذاریش را کم و در صورت طویل بودن آن حتی قطع کند . ازدیاد تدریجی و مرتب تعداد زنبورها در جمعیت و کندو و اغلب کار را بجائی می رساند که سطح همه شانها ی موجود ه پر از زنبور گردد و زنبور دار باید جای تازه برای زیست آنها و به ملکه برای تخمگذاریش بدهد تا بفکر بچه دادن نیفتند . چون بچه دادن همیشه باعث کم شدن محصول عسل سالیانه جمعیت می گردد . بهتراست به کندو دیواره بدهد تا زنبور ها مشغول فعالیت شوند و از بچه دادن صرف نظر نمایند. بیکاری در بهار همیشه جمعیت را بفکر بچه دادن می اندازد یکباره آویزان کردن چند ین دیواره یا شان در داخل کندو اشتباه است . هر چند روز یک الی 2 دیواره یا شان بعد از آخرین قابی که لارو سرپوشیده دارد باید آویزان نمود . بطور مثال هر گاه جمعیت در پائیز روی 6 قاب تنگ شده بود (به فصل تکنولورژی مراجعه شود )می توان به وی 2 دیواره یا 2 شان بافته شده خالی و یا 2 شان بافته شده که داخلش هم کمی عسل از پائیز باقی مانده باشد داد.

اگر روی دیواره ها کمی شربت (مخلوط عسل و شکر و آب)پاشیده و فورا داخل کندو آویزان شود اثر ش خیلی بهتر خواهد بود و زنبور ها آنها را زود تر قبول کرده و فعالیت را رویشان فوری شروع می نمایند . پس از یک هفته همین کار را می توان تکرار کرد . شانهائی را که زنبورها در سال قبل بافته اند ولی ملکه حتی یک بار هم داخل سلولهایش تخمریزی نکرده است را ملکه در فروردین ماه با زحمت و اکراه قبول کرده داخلشان تخم می گذارد . بهتر است آنها را در ماههای بعد داخل کندو آویزان کرد . دیواره ها را تنها زمانی داخل کندو آویزان می کنند که جمعیت موم ساز را بطور جدی شروع کرده باشد و این تقریبا هنگامی است که شکوفه های آلبالو ریخته باشد و بدنبالش هم انتظار شکفتن مقدار زیادی گل ( چه همان محل و چه پس از مهاجرت دادن کندوها )در بین باشد .وگرنه آنها را نخواهند بافت . باز کردن در کندو برای دیدن ملکه و یا وضع تخمگذاریش در فروردین ماه به جمعیت صدمهمیزند . چون باعث از دست رفتن گرما ی داخل و سرد شدن کندو گشته و سپس از بستن آن زنبورها باید کلی عسل مصرف کرده و زحمت بکشند تا گرمای داخلی را دوباره به 35 درجه برسانند و لاروها تلف نگردند. زنبوردار با تجربه تقریبا تمام اوضاع داخلی کندویش را با نگاه و دقت کردن به سوراخ پرواز کندو طرز رفت و آمد زنبورها تشخیص می دهد . بطور نمونه حمل گرده گل وسیله زنبورها بداخل کندو برایش دلیل کافی بر وجود تخم و لارو و همچنین زنده بودن ملکه می باشد . بنا بر این باز کردن کندو برای مطمئن شدن از زنده بودن ملکه دیگر برایش لزومی ندارد . اوایل بهار جمعیت حساسیت زیادی نسبت به ملکه از خود نشان می دهد. بطوری که در صورت باز کردن کندو اغلب از ترس از دست دادن ملکه و یا تلف شدنش زنبورها دور ملکه گلوله مانند جمع شده و ملکه را سخت در وسط گلوله می گیرند تا خطری متوجهش نشود و درست در همین وضع ملکه را در وسط گلوله خفه می کنند . یعنی از شدت محبت آنرا می کشند نتیجه میگیریم که در فروردین ماه ضرر باز کردن کندو خیلی بیشتر از نفع آن است و این کار را تنها برای آویزان کردن شانهای خالی و یا دیواراها بداخل کندو باید محدود کرد . بررسیهائی که زنبور دار در ماههای پیش با استفاده از شناسنامه های تک تک جمعیتها انجام داده تعداد جمعیتها ئی را که در سال گذشته کمتر از حد متوسط زنبورستان عسل آورده اند را معلوم می کند . ملکه های آنها باید در فروردین ماه عوض شوند. اگر ممکن باشد نیمه اول فروردین ماه برای این کار بهتر است تا نیمه دوم آن . ملکه های جمعیتهای نیش زن و ناراحت هم در همین ماه عوض می شوند که حداکثر تا 2 ماه بعدش آرام شده و دیگر نیش نخواهند زد .اگر پس از این مدت باز هم به نیش زدن ادامه دهند دلیلش این خواهد بود که ملکه داده شده را کشته و از لاروهای خودشان ملکه تازه ای تولید نموده اند . در اینصورت باید همه شانهائی که لاروهای سر باز دارند را بیرون آورده در کندوهای دیگر آویزان کرده و آنوقت ملکه را عوض و به آن یک ملکه جفتگیری کرده داد. از دیاد نر های پر قدرت در صورت تولد ملکه لازم است . راه ازدیاد نر در فصل بیوتکنولورژی ملکه شرح داده شد. توجه دقیق به غذای موجوده  در کندو داشته باشید . وزن کردن هر 15 روز یکبار کمک خوبی به دانستن مقدار تقریبی غذای موجود در کندو است و زنبور دار را از باز کردن کندو بینیاز میکند ولی هر گاه هوا نسبتا گرم بود می توان کندو را باز کرده و بسرعت یک برسی از وضع غذای جمعیت انجام داد. و در صورت کمبود جمعیت را وسیله شربت یا قابهای پر از عسل و یا بالاخره خمیر شیرین تغذیه نمود . جمعیت ضعیف را در اولین فرصت با یک جمعیت قوی متحد (به فصل بیوتکنولورژی مراجعه شود ) نمائید ولی بشرط این که بیمارنباشد چون در این حال جمعیت قوی را هم بیمار کرده و باعث تلف شدنش می گردد . در بهار جمعیتها متحد شدن را راحت تر قبول میکنند تا پائیز . سمپاشی درختان میوه که معمولا بیش از همه در این ماه اجرا میگردد می تواند صدمات زیادی به زنبورداران بزند . بیشترین سمپاشی در ایران بین همه درختان میوه فعلا در مورد مرکبات (پرتقال و لیمو و غیره )اجراء شده و اغلب باعث مرگ میر زنبورها و حتی تمام زنبورهای یک جمعیت در اثر مسمومیت می گردد و به طور کلی در حال حاضر زنبورداران از بردن کندوهایشان به باغهای  مرکبات (بخصوص در شمال ایران ) اکراه دارند . در این کار همیشه باغداران خیلی بیشتر ا ز زنبورداران زیان می بینند . چون مقدار محصول باغش نصف می شود . درست است که ساختمان گلهای عده ای از مرکبات بطریقی است که تخمدانشان وسیله گرده های خودشان بارور می گردند و با صطلاح خود گشن می باشند . در نتیجه نباید برای گرده افشانی به زنبور عسل نیازی داشته باشند ولی بررسیهای انجام شده باغها اطراف بارسلین (اسپانیا)و جزیره سیسیل (ایتالیا)نشان می دهد که باغهائی که در آن کندوی زنبور عسل گذاشته شده عملا همیشه محصول خیلی زیاد تری داده و بویژه میو هایشان بزرگتر و خوشمزه تر بوده اند تا باغهای مرکبات بی زنبور . عده ای دیگر از مرکبات مثل انواع و اقسام نارنگیها ی خود گشن نیستند و وجود زنبور عسل در چنین باغهائی الزامی است تا بتوانند محصول کافی بدهند . با برنامه ریزی صحیح می توان کار را طوری تنظیم کرد که نه باغدار صدمه ای بیند و نه زنبور دار بدین طریق که : می دانیم که دوره گل دادن درختان میوه حدود 15 روز است . رعایت زندگی پر ارزش زنبور عسل با سمپاشی نکردن در همین مدت کوتاه هیچ صدمه ای به درختان میوه و میوه ها و باغدار نمی تواند بزند ولی از طرفی جلو مسمومیت و مرگ و میر زنبورها را میگیرد (که این به نفع زنبوردار است )و از طرف دیگر به آنها امکان گرده افشانی و بالا بردن مقدار محصول باغ را می دهد (و این به نفع باغدار است )سمپاشی در شکوفه های درختان چه از نظر زنبورداری و چه از نظر باغداری غلط است و باید قبل از باز شدن گلها و یا پس از ریختن آنها و تشکیل میوه انجام گیرد . در این حال هم سمپاشی انجام گردیده و هم زنبورها صدمه  ندیده اند . زنبورها فقط با گلها و شکوفه ها سرو کار دارند و از آنها شهد و گرده گل جمع آوری کرده و به کندو می آورند . پس از ریختن گاها و تشکیل میوه همه روابط بین زنبورها و در ختان قطع می گردد . راه دیگری که شخصا از آن نتیجه خوب گرفته ام سمپاشی پس از غروب آفتاب (بخصوص برای سموم تماسی )و شبها است که برایشان نمی تواند ایجاد خطر نماید . آخرین راه قابل توصیه استفاده از سمومی است که آفات را نابود می کند ولی به زنبور عسل کاری صدمه ای نمی زند . این عده از سموم را هر زمان که مایل باشید می توانید روی در ختان میوه ها بپاشید و در بازارها به فراوانی وجود دارند . تیودان یکی از آن سموم هاست

 

اردیبهشت ماه

اردیبهشت در زنبور داری معمولا بهترین ماه سال می باشد چون جمعیت در این ماه به حد اکثر قدرت سالیانه اش  رسیده است . البته به شرط این که هوای بد ماههای پیش مانع رشد طبیعی آنها نشده و ثانیا زنبوردار تمام نیاز های جمعیت را هر یک بموقع خود و بحد کافی برآورده باشد . در صورت خوب و صحیح کنار آمدن با زنبور ها ممکن است جمعیت حتی در اواخر فروردین به حد اکثر قدرت سالیانه اش برسد و هر دو طرف همه 10 قابهای کندو پر از زنبور گردد و به قول معروف (جای سوزن انداختن برایشان باقی نماند ). در این زمان گرفتن مهمترین تصمیم در زندگی جمعیت فرا رسیده است و آن اینکه اطاق عسل را روی کندو بگذارد و  باصطلاح به آن طبقه دوم بدهد .  اطاق عسل اگر نیم طبقه باشد می توان آن را با شانهای نیم طبقه پر کرد . برای این کار نخست روی هر قاب مقداری شربت که از مخلوط 2لیتر آب و یک کیلو گرم شکر و یک کیلو عسل تهیه شده پاشیده در نیم طبقه آویزان و نیم طبقه را فوری روی کندو گذاشت. اگر پنجره ملکه در اختیار باشد آنرا بین طبقه پایین و اطاق عسل می گذارند تا ملکه نتواند به اطاق عسل راه یابد . هر گاه اطاق عسل یک طبقه باشد در اینحال بطریق دیگری عمل می شود و آن اینکه سه قاب با لارو های سر پوشیده و همه زنبورهائیکه رویشان نشسته اند ولی بدون ملکه به اطاق عسل یعنی طبقه بالا و درست بالای همان شانهایی که در طبقه پایین شانهای پر از لارو قرار دارند انتقال می یابند . آنگاه همه شانهای طبقه پائین را به یک سمت فشار داده و جای خالی را با دیواره پر نموده و پنجره ملکه بین دو طبقه گذاشته می شود . به کندو چه نیم طبقه داده شود و چه یک طبقه کامل روی قابها ی بالا یا زیر سقف همیشه یک پارچه کتانی دو لاپهن می نمایند تا به زنبورها در گرم کردن کندویشان کمک شود . زود گذاشتن اطاق عسل یعنی زمانی که هنوز جمعیت باندازه کافی قوی نشده باشد به زنبور ها صدمه میزند چون اولا گرم کردن تمام دو طبقه کندو برایشان مشکل است و باعث کمتر شدن تعدا تخمهائی که ملکه در روز میگذارد می گردد. ثانیا در صورت سرد شدن غیر منتظره و ناگهانی هوا زنبور ها دوباره به خوشه می روند در نتیجه تمام لاروئی که خارج از خوشه قرار دارند از سرما می میرند و متعفن می شوند. دیر گذاشتن آن نیز خود خطائی دیگر می باشد چه جمعیت بدلیل تنگ شدن جا و زیاد بودن  نسبی تعداد زنبورها خود را برای بچه دادن آماده می نمایند و بچه دادن همیشه نتیجه اش ضعیف شدن جمعیت است زیرا در این کار یک جمعیت قوی و بار آور تبدیل به دویا چند جمعیت ضعیف می گردد که وظیفه اصلی هر یک از آنها تقویت داخلی خودشان می باشد و تمام شهد و عسلی را که می آورند به ناچار باید صرف تغذیه خود و لاروها یشان کنند تا قوی گردند و معمولا زمانی قوی می شوند که دیگر گلی در طبیعت وجود ندارد تا شهد را بصورت عسل تحویل زنبور دار دهند . بدین طریق ملاحظه می گردد که جمعیتی که بچه داد در آ سال عسلی نمی تواند بیاورد و اگر هم بیاورد مقدارش نا چیزخواهد بود. هنگام دادن اطاق عسل به کندو ممکن است با شانهایی که از طبقه پائین به اطاق عسل منتقل شده بر حسب اتفاق ملکه نیز به آنجا انتقال یافته باشد . کنترل دقیق در این زمان کار مشکلی است بخصوص اگر تعداد کندو ها 100 عدد و یا بیشتر باشد که بوقت خیلی زیادی نیاز دارد . برای رفع این اشکال یک کنترل اطاق عسل 15 روز پس از گذشتن آن تو صیه می شود .

وجود لاروهای سر پوشیده در این تاریخ در اطاق عسل دلیل بر و جود ملکه در اطاق عسل است که باید آنرا پیدا و به طبقه پائین انتقال داد. در اغلب استانهای مرکزی و شمالی کشور ما اردیبهشت ماه زمان بچه دادن جمعیتها هم هست . زنبوردار باید ازدیاد جمعیتهایش را به همان تعدادی که در پائیز و زمستان از دست داده محدود کند مگر آنکه خود تصمیم به ازدیاد جمعیتهای زنبورستانش گرفته باشد . در برسی داخلی کندوها اگر به جمعیتی بر خورد که روی شانهایش چند سلول ملکه با لارو و یا سلولهای ملکه سر بسته وجود داشت در این حال برای جلو گیری از بچه دادن آن جمعیت دیر شده و حتما بچه خواهد داد . بهتر است هر چه زودتر از آن یک بچه مصنوعی بگیرید . هر گاه جمعیت را بحال خودش بگذارد پس از چند روز بچه طبیعی خواهد داد . در اینجا بدی کار در این است که معلوم نیست آیا بچه طبیعی در زمین یا باغ یا خانه خودش فرود خواهد آمد یا در باغ همسایه که اغلب همسایه ها حاضر به پس دادن بچه نخواهند شد . با گرفتن بچه مصنوعی این خطر کاملا رفع می گردد . وجود سلول سرباز ملکه تنها زمانی معرف میل جمعیت به بچه دادن است که داخل آنها لارو هم باشد ساختن سلولهای خالی ملکه در روی شانها بهیچ وجه نشان دهنده علاقه شان به بچه دادن نیست چون اغلب زنبورها بطور غریزی این کار را میکنند حتی زمانیکه جمعیت خیلی ضعیف است و کوچکترین استعدادی برای بچه دادن هم ندارد . اگر بچه طبیعی تولید و در نزدیکی زنبورستان روی شاخا ای آویزان شده چیزی را که زنبوردار باید بداند و به آن عمل کند اینست که پس از گرفتن آن در سه روز اول به آن نه عسل بدهد و نه اینکه آنرا تغذیه کند . زنبورها هنگام بچه دادن و قبل از خروج از کندو تمام کیسه ذخیره شان را پر از عسل می نمایند . و این مقدار عسل برای تغذیه سه روزاولشان کافی است . هر گاه پس از گرفتن بچه بخیال خوش خدمتی و جلب زنبورها فوری شربت یا عسل در اختیار جمعیت گذاشته شود خیلی از مواقع بچه کندو را ترک و فرار می کند و این کار خطا است . یبوست در این ماه بین زنبور های جوان زیاد است . بیماریهای دیگری و جود دارند که علائمی شبیه یبوست دارند ولی در فروردین و اردیبهشت و اوایل خرداد بمحض دیدن علائم مذکور زنبور دار باید اول بفکر یبوست بیفتد . یبوست بیماری نیست تنها یک عارضه است که در زنبورهای جوانی که قادر به پرواز و تهیه آب نیستند . بدلیل زیاده روی در خوردن گرده های گل بوجود می آید و باید با همان روشی که در فصل بیماریها گفته شد با آن مبارزه کرد. در صورت ضعیف بودن جمعیت و یا فراموشی که ملکه بعضی از جمعیت ها تا کنون عوض نشده باشند . هنوز هم موقعیت برای این کار خوب است مشروط بر اینکه در طبیعت باندازه کافی شکوفه و گل باشد  .

 

 

 

 

 خرداد ماه

خرداد ماه هم زمان دادن بچه های طبیعی ردر مناطق نسبتا سرد کشور ماست و هنوز عطش جمعیتها برای تولید مثل و بچه دادنشان کاملا رفع نشده است . در نقاط گرم و حتی معتدل تنها بر حسب اتفاق ممکن است در این ماه بچه بدهد مگر آنکه جمعیتها فروردین و اردیبهشت پر باران و یا سردی را گذرانده و تا کنون بدلیل سرمای غیر طبیعی هوا و یا بارانهای طویل المده موفق به به بچه دادن نشده باشند . در این حال اگر زنبور دار به کمکشان نرسیده و از آنها بچه مصنوعی نگیرد بمحض مساعد شدن هوا جمعیتها منفجر میگردند یعنی در مدتی کوتاه آنقدر بچه میدهند (بویژه نژادزنبور عسل ایرانی )که زنبور دار را خسته میکنند . تجربه شخصی زنبور داری مرا به این نتیجه رسانده است که سالهائی که با فروردین ماه سرد و پر باران شروع شده باشد معمولا سالهای پر بچه و نسبتا کم عسلند . هر گاه اردیبهشت ماه هم سرما ادامه داشته باشد باز تعداد بچه حا بیشتر و مقدار عسل کمتر خواهد بود . کمبود عسل را با چند مهاجرت برنامه ریزی شده تا اندازه ای می توان جبران نمود . همانطوری که در ماه قبل هم گفته شد ازدیاد جمعیتها به تعداد محدود برای جبران و جانشین کردن جمعیتها تلف شده در جریان پائیز و زمستان گذشته لازم است. تنها ازدیاد بی رویه و برنامه ریزی نشده اشان باید جلو گیری کرد تا سطح محصول عسل سالیانه  زنبورستان پائین نیاید . زنبورداری که در جریان سال جمعیتهایش را خوب و طبق اصول نگهداری کرده بطوری که در اوایل فروردین قوی شده باشند باید بتواند در این ماه محصول عسل اصلی سالیانه اش را برداشت نماید . در صورت مهاجرت دادن متعددکندوها چند بار دیگر هم می تواند از کندو هایش عسل بگیرد اما معمولا بیشترین مقدارمحصول مربوطه به خرداد ماه و یا حد اکثر اوایل تیر ماه می باشد . برداشت عسل با دست غیر بهداشتی بوده و در کشور ما کمتر از سابق رایج است . گواینکه هیچ میکروب و یا ویروسی نمی تواند داخل عسل زندگی کند ولی باز رعایت بهداشت و پاکیزگی عسل لازم است .استفاده از اکستراکتور برقی و در نقاطی که امکانات برق نباشد بهر برداری از اکسترول دستی (به فصل تکنولرژی مراجعه شود )کار عسل گیری را کلی آسان و ساده میکند برداشت عسل نارس پس از مدت کوتاهی باعث ترشیده شدنش در اثر تخمیر میگردد باید از آن خود داری کرد . برای تشخیص کافی است قاب عسل را کج گرفته ضربه ای به آن وارد کرد هر گاه چند قطره از آن به خارج ریخت عسل نارس است و باید به کندو بر گردد تا زنبورها رویش کار کرده آنرا برسانند .

باز بودن سر سلولها ی عسل در شان بهیچ وجه وعرف نارس بودن عسل نیست . فروش عسل در قاب و یا شان صحیح نیست چون بهای موم چند برابربهای عسل است و زنبور در این معامله ضرر میکند. خریدار هم عسل را خورده و مومش را دور میریزد . در صورتیکه در کشور مان ما به موم سخت نیاز داریم و سالیانه مقداری از خارج وارد می کنیم. اگر هنوز انتظار یک دوره گلدهی فراوان از گلها ی عسل خیز و جود دارد بهتر است 2 قاب تنها با لارو سر پوشیده را از اطاق پائین همراه زنبورهایش ولی بدون ملکه به اطاق اطاق عسل انتقال داد و بجایش 2 دیواره در اطاق پایین وسط جمعیت آویزان نمود . تجربه به من آموخته است که هر گاه دو طرف دیواره کمی عسل مالیده شود و یا شربتی که از 2لیتر آب و یک کیلو شکر درست شده پاشیده شود زنبورها زودتر آنراساخته و تبدیل به شان می نمایند . در این ماه بهتراز هر زمان دیگر می توان قدرت تخمگذاری ملکه را بررسی کرد . چون معمولا در همین ماه به حد اکثر تخمگذاری سالیانه اش می رسد . آنچه از لحاظه تعداد زنبورها . تعداد لاروها ی سرباز و بویژه لارو های سر بستهو مقدار عسل در کندو دیده می شود بالاترین حدی است که ملکه قدرت انجام آنرا داشته است و از تیر ماه بتدریج زمان کم شدن آنها فرا میرسد . در صورت تشخیص ضعیف بودن ملکه باید بوریت وی را از کندو برداشته و وسیله ملکه ای جوان و جفتگیری کرده و پر قدرت جانشینش کرد . گواینکه زنبورها در اوایل بهار ملکه را آسانتر قبول میکنند ولی در خرداد ماه هم معمولا از قبولشان سر پیچی نمینمایند . و تلفات ملکه هایی که در این ماه به جمعیت داده میشوند هنوز نسبتا کم است . یک هفته پس از تعویض و قبول شدن ملکه در جمعیت (شروع تخمگذاری علامت قبول شدن ملکه است )سه الی چهار قاب پر از لارو های سر پوشیده ولی بدون زنبورهایش از  کندوهای قوی دیگری برداشته در این کندو و وسط جمعیتش آویزان می نمایند . این کار باعث تقویت خیلی سریع جمعیت می گردد . در موارد دیگر نیز می توان از این قائده استفاده نمود بدین طریق که هر زمان تصمیم بر این گرفته شود که جمعیتی ضعیف بسرعت قوی گرد داخل کندو و وسط جمعیت در چند روز هر بار باید یک الی 2 قاب با لارو های سر پوشیده و همیشه بدون زنبورهایش آویزان کرد . این قابها از جمعیتهای خیلی قوی برداشته می شود . لزومی ندارد که همه  قابها را از یک جمعیت برداشت . بر عکس توصیه می شود که از هر جمعیت تنها یک قاب به کندو ی ضعیف انتقال داد تا خود جمعیت قوی قاب دهنده ضعیف نگردد. این تنها راه تقویت سریع و فوری جمعیتها است . تقویت جمعیت ضعیف تنها زمانی به نتیجه میرسد که ملکه اش سالم و فعال بوده و ضعف جمعیتش بدلیل عوامل خارجی باشد . هر گاه ضعف جمعیتی بدلیل پیری و یا نقص ملکه و یا بی ملکه بودنش باشد آویزان کردن شانها با لاروهای سر پوشیده در داخل کندو و کمکی به جمعیت نمی کند . باید نخست ملکه اش را عوض کرد و به وی ملکه جفتگیری کرده داد.

 






می توانید دیدگاه خود را بنویسید
Do compression socks help with Achilles tendonitis? دوشنبه 16 مرداد 1396 03:02 ق.ظ
First of all I want to say awesome blog! I had a quick question which I'd like
to ask if you do not mind. I was interested to
know how you center yourself and clear your thoughts before
writing. I've had difficulty clearing my mind in getting my
thoughts out. I do enjoy writing but it just seems like the first 10
to 15 minutes tend to be lost just trying to figure out how to begin. Any suggestions or hints?
Thanks!
http://giuseppinalosch.jimdo.com/2015/01/01/exercise-routines-for-common-disorders-of-the-achilles-tendon یکشنبه 15 مرداد 1396 08:08 ق.ظ
I couldn't resist commenting. Very well written!
manicure جمعه 1 اردیبهشت 1396 04:40 ب.ظ
Hello to every body, it's my first pay a visit of this blog; this website consists of
remarkable and genuinely excellent information in support of visitors.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
آخرین مطالب